قصيدهي آبنذر قمر بنيهاشم محرم آمده از شهر غم علم در دستبراي سينه زدن، تکيه شد سراسر دستمحرم آمد و خمخانه ي ازل وا شدوضو ز باده گرفتم، زدم به ساغر دستحسين آمده با ذوالفقار گريانشکه: هان حسينم و تنهاترين علم بر دستحسين آمده تا شرح شقشقيه کندحسين آمده با خطبهي پدر در دست"چو دست برد به تيغ، آسم 217شقایق...ما را در سایت 217شقایق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 2 تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 23:59